السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

211

تفسير الميزان ( فارسي )

ايشان ، هم چنان كه در آيه « إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ » « 1 » و آيه « إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ » « 2 » بدون هيچ تشبيهى اين امت را جانشينان امتهاى قبل دانست ، و حتى كفار از اين امت را هم خلفاى اقوام پيشين خواند و فرمود : « وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الأَرْضِ » « 3 » و نيز فرمود : « هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الأَرْضِ فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَيْه كُفْرُه » « 4 » . حال اگر بگويى چرا جايز نباشد كه تشبيه در آيه مورد بحث ، تشبيه به بنى اسرائيل باشد ؟ آن گاه حق اين مجتمع صالح را با جمله بعدىاش اداء نموده و بفرمايد : * ( « لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ . . . » ) * ؟ در جواب مىگوييم : بله ، اشكالى ندارد ، جز اينكه همانطور كه گفتيم ، بنا بر اين ديگر وجهى ندارد كه امت اسلام از ميان همه امم تنها جانشين بنى اسرائيل باشند ، و جانشينى اين امت تنها به جانشينى بنى اسرائيل تشبيه گردد . * ( « وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ » ) * تمكين هر چيزى بر قرار كردن آن است در مكان و اين كنايه است از ثبات آن چيز ، و زوال و اضطراب و تزلزلناپذيرى آن ، به طورى كه اگر اثرى داشته باشد هيچ مانعى جلوى تاثير آن را نگيرد و در آيه مورد بحث تمكين دين عبارت است از اينكه : آن را در جامعه مورد عمل قرار دهد ، يعنى هيچ كفرى جلوگيرش نشود ، و امرش را سبك نشمارند ، اصول معارفش مورد اعتقاد همه باشد ، درباره آن اختلاف و تخاصمى نباشد ، و اين حكم را خداى سبحان در چند جاى از كلامش كرده كه اختلاف مختلفين در امر دين علت و منشاى جز طغيان ندارد ، مانند اين آيه « وَمَا اخْتَلَفَ فِيه إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوه مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ » « 5 » . و مراد از دين ايشان ، آن دينى كه برايشان پسنديده ، دين اسلام است . و اگر دين را به ايشان اضافه كرد ، از باب احترام بود و نيز از اين جهت بود كه دين مقتضاى فطرت خود آنان بود .

--> ( 1 ) چنان كه شما را خليفه بعد از قوم نوح قرار داد . سوره اعراف ، آيه 69 . ( 2 ) چنان كه شما را خلفاى بعد از قوم عاد قرار داد . سوره اعراف ، آيه 74 . ( 3 ) خدا كسى است كه شما را خليفه هاى زمين قرار داد . سوره انعام ، آيه 165 . ( 4 ) او كسى است كه شما را خليفه هاى زمين قرار داد پس هر كس كفر بورزد كفرش عليه خود او است . سوره فاطر ، آيه 39 . ( 5 ) در اين دين اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه معجزات و بيناتى بر صحت و حقانيت آنچه به سويشان آمد قائم شد . و اين به خاطر ستمگرى و سر پيچى از دين بود . سوره بقره ، آيه 213 .